ناصر خسرو
36
گشايش و رهايش ( فارسى )
مسئلهء پنجم نفس كلّ كه لطيف است علم كثيف را از كجا و چگونه آورد ؟ پرسيدى اى برادر از حال علم كه نفس كلّ [ 24 ] مر او را از چه چيز كرد ؟ و نفس كل لطيف است ، اين كثافت بدين بسيارى از كجا آورد و چگونه از لطيف كثيف پيدا آيد ؟ و چون خواست كردن همين شش چيز كه صفت كردى ، كه هر صانعى را بدان حاجت باشد تا مصنوع او پيدا آيد ، مر نفس كل را چه بود از بهر آن كه عالم مصنوعى است . پيدا كن تا بدانيم ان شاء اللّه . جواب بدان اى برادر كه گفتيم افلاك مر نفس كل را به منزلت جسم است و ستارگان به منزلت دستافزار و طبايع چهارگانه به منزلت هيولا مر هر صانعى را . و اين همه كه گفته آمد مركّب و مصنوع است و ساختهء نفس كل است ، و ليكن ساختن او مر افلاك را و آنچه اندر وى است نه چون ساختن او است مر نبات را و حيوان را بلكه ساختن او مر افلاك را چون ساختن نفس مردم است مر جسم خويش را و ما همىبينيم كه امروز هر صانعى آن صنعت كه داند مىكند ، دانيم كه جسم او نيز مصنوع است و جسم او را نيز همنفس ساخته است . و ليكن نفس درگر مر جسم خويش را نه چنان ساخته است كه تخت و كرسى را بلكه آن مايه كه نفس درگر از او جسم خويش ساخته مر او را عطايى بود كه تخم آن عطا نيز اندر كلمهء بارى سبحانه بوده است نه از چيزى ، و اندر جان جسمانى آن مر نفس درگر را آن قدر آب بود كه از پشت پدر در رحم مادر افتاد و در رحم بدان مايه كه يافته بود مر [ 25 ] خويشتن را جسم راست كرد و حصار خود ساخت چنان كه هيچ كس